|
My Double Life With You and Without You
|
فریاد از ...
سه حجم مرا فرا گرفته اند ، کمی غزل های حافظ و سعدی که من طاقچه ای نام می دهمشان – که انگار فقط توی این سال ها با گرد و غبار شکل گرفته اند – و دیگری رفتارهای جالبی به نام تخم مرغ و این حرف ها ! که قرار است به هرقیمتی پست مدرن نامیده شوند ! وضعیتی خنده دار در عین حال جدی ، سعی می کنم نگاهی به تئوری ها بیاندازم و به اسم گذاری ها که البته در حد اسم گذاری مانده اند و حجم سوم کمی حرکتم می دهد حافظ و سعدی به روایت کیارستمی ِ عجیب ... این آخری انگار تنها همان لذت خاصی که خودِ آن خدا بیامرزان – شیخ اجل و رفیقش را می گویم – خواستند به من و تو تزریق کنند را بیشتر نشانمان می دهد ... دژانره کردن و کانسپت ِ لذت بخش ...
بی آنکه بخواهد مانیفستی احتمالن در جمع کثیری دهد با آدم هایی اسم گذاری شده ... خلاصه اگر تنها مقصود آدمی لذت باشد – که هست – و رسیدن به انواع آن و از هر مسیری ... این رسیدن نیاز به تئوری و اسم گذاری ندارد ... نیاز به کنفرانس خاصی و ادا و اطوار پست مدرنیستی ندارد ... انتخاب ... پدیده ای قشنگی ست ... نیاز به انتخاب راه لذت بردن از غزل بدون تاکید بر فرم و گرفتاری های بعد از آن در من که زنده می شود ، گوشه ای می ایستم و از لذت بردن خودم کمی بیشتر لذت می برم ... و به این فکر می کنم که چگونه موجودی مثل سعدی :
همه
از دست غیر
ناله کنند
سعدی
از دست خویشتن
فریاد
شعبان بالاخیلی(آبان 87)