دود می شوم
در سیگار
و قربانیت می کنند
در پای گاو مش حسن
خمپاره
شصت بار جیغ می کشید ...
آزاد می شوم
از بند ناف مادرم
نطفه می خندد
نطفه زنگ می زند...
و ابرها که
فکرهای طویله را می خوانند
سه نقطه جلوتر ...
مـــــــاخ می کشم ...
RSS